یسنا گل مامانییسنا گل مامانی، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 3 روز سن داره
وبلاگ یسنا گلیوبلاگ یسنا گلی، تا این لحظه: 13 سال و 14 روز سن داره

یسنا گل زندگی

دخترم با تو سخن می گویم ...

1393/10/6 10:00
198 بازدید
اشتراک گذاری

دخترم! با تو سخن میگویم ؛گوش كن، با تو سخن میگویم :

زندگی در نگهم گلزاریست و تو با قامت چون نیلوفر ـ شاخه پر گل این گلزاری

من در اندام تو یك خرمن گل می بینم ؛ گل گیسو ـ گل لبها ـ گل لبخند شباب

من به چشمان تو گلهای فراوان دیدم گل تقوا ـ گل عفت ـ گل صد رنگ امید

***

میخرامی و تو را مینگرم چشم تو آینه روشن دنیای منست

تو همان خرد نهالی كه چنین بالیدی ؛ راست، چون شاخه سر سبز و برومند شدی

همچو پر غنچه درختی، همه لبخند شدی دیده بگشای و در اندیشه گلچینان باش

همه گلچین گل امروزند ، همه هستی سوزند

***

ای گل صد پر من! با تو در پرده سخن میگویم :

گل چو پژمرده شود جای ندارد در باغ

گل پژمرده نخندد بر شاخ ؛ كس نگیرد ز گل مرده سراغ

***

 دخترم! با تو سخن میگویم:عشق دیدار تو بر گردن من زنجیریست

و تو چون قطعه الماس درشتی كمیاب « گردن آویز » بر این زنجیری

تا نگهبان تو باشم ز « حرامی » هر شب ،خواب بر دیده من هست حرام

بر خود از رنج به پیچم همه روز ، دیده از خواب بپوشم همه شام

***

دخترم، گوهر من !گوهرم، دختر من !

تو كه تك گوهر دنیای منی ، دل بلبخند « حرامی » مسپار

« دزد » را « دوست » مخوان ، چشم امید بر ابلیس مدار

***

دخترم ـ ای همه هستی من !تو چراغی، تو چراغ همه شبهای منی ؛ به ره باد مرو

تو گلی، دسته گل صد رنگی ؛ پیش گلچین منشین

تو یكی گوهر تابنده بی مانندی ،خویش را خوار مبین

***

آری ای دختركم، ای به سراپا الماس

از « حرامی » بهراس ؛ قیمت خودمشكن ، قدر خود را بشناس

قدر خود را بشناس...

 

 

 

 
پسندها (2)

نظرات (0)